على محمدى خراسانى

38

شرح رسائل (فارسى)

انّما الكلام در استصحابات جاريه در اعدام و امور عدميه به هر دو قسم آنست كه آيا استصحاب جاريه در اين امور هم محلّ نزاع مىباشد يا حجيّت آن مسلّم و از محلّ نزاع خارج است ؟ از فرمايشات مرحوم شريف العلماء مازندرانى استاد مرحوم شيخ اعظم به تبع مرحوم صاحب رياض استاد ملّا شريف ره استظهار مىشوند كه اين دو مدّعى هستند كه استصحابات عدميّه از محلّ بحث خارج و اعتبار آنها مسلّم است و تنها وجوديّات محل بحث‌اند . و اين‌ها براى اثبات مدعاى خويش به چهار دليل متوسل گرديده‌اند : 1 - ادعاى اجماع قولى : ما وقتى به فتاواى اصحاب مراجعه مىكنيم مشاهده مىنمائيم كه همگان فتوى مىدهند به حجيت استصحابات عدميّه و جريان آن و الاجماع حجّة . 2 - ادعاى سيرهء علماء يا اجماع عملى : ما وقتى به كتب فقهيه مراجعه مىكنيم و عملكرد فقها را در طول تاريخ مطالعه مىكنيم مىبينيم كه همگان در مباحث الفاظ از يك سلسله اصول عدميّه از قبيل اصالة عدم النقل - اصل عدم اشتراك - عدم قرينه و . . . استفاده كرده و عملا اين اصول را به كار بسته‌اند و احدى هم متعرض نشده پس معلوم مىشود اين اصول حجيّت دارند و گرنه سيره عملى برطبق آنها نبود . 3 - بحثى در كتب فلسفى و كلامى و ميان متكلمين و فلاسفه در اينكه آيا علت محدثه علت مبقيه هم هست يا خير ؟ لا شك در اينكه موجودات عالم در اصل حدوث نيازمند به علت و مؤثّرند . انما الكلام در اينست كه پس از تحقّق و پوشيدن لباس هستى و تحقّق آيا در بقاء و استمرار وجود هم محتاج به علّت هستند يا اينكه در بقاء مستغنى از مؤثر هستند و سر پاى خود ايستاده‌اند ؟ متكلمين غير شيعى نوعا مىگويند علّت محدثه علت مبقيه هم هست بدين معنا كه شيئى موجود در بقاء ديگر نيازمند